تبلیغات
مطالب اینترنتی - تابستان، فرصتی برای تلاش و تجربه!

تابستان، فرصتی برای تلاش و تجربه!

سه شنبه 4 مهر 1396 10:53 ب.ظنویسنده : نویسنده

 



تابستان، فرصتی برای تلاش و تجربه!


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – ترجمه و تنظیم: پگاه شفتی:
چیز زیادی از تابستان نمانده و گویی این فصل دارد آماده می‌شود که برود. اما تا قبل از خداحافظی تابستان، می‌توانیم نگاهی به شیوه‌های گذراندن روزهای این فصل بیندازیم و بپرسیم که تابستان تا این‌جا برای تو چه‌طور گذشته است؟

از این فرصت استفاده کرده‌ای و تجربه‌های مفید برای آینده اندوخته‌ا‌ی؟ به کلاس‌های فوق‌برنامه رفته‌ای؟

اگر هنوز مطمئن نیستی كه چه‌قدر از فرصت تعطیلات تابستان استفاده كرده‌ای، می‌توانی ماجرای این نوجوان‌ها را بخوانی، شاید موقعیت آن‌ها هم شبیه موقعیت تو باشد و در پایان راهکارهایی که به هر کدام از آن‌ها ارائه می‌شود، ممکن است به‌ درد تو هم بخورد و کمک کند احساسات و تجربیات خودت را دریابی تا در آینده به انتخاب‌های دقیق‌تری دست بزنی.

  • ناگزیری یا انتخاب؟

امیل 14ساله كه در فرانسه زندگی می‌کند، در فصل تابستان به‌عنوان دستیار پدربزرگش در مغازه‌ی پنیرفروشی او کار کرده است.

امیل پول خوبی درآورده و حالا قصد دارد با این پول برای خودش یک گیتار بخرد. او با خواست خودش تمام تعطیلات تابستان را در فروشگاه پدربزرگ کارکرده و حالا خوشحال است، چون هم تجربیات ارزشمندی از دنیای پنیر به‌دست آورده و هم به آرزویش یعنی داشتن یک گیتار رسیده است. هرچند نیاز مالی امیل را به کار در فروشگاه واداشته، اما او حالا از انتخابش راضی است!

ژوزه هم مثل امیل، 14ساله است. او زیر فشار برادر بزرگ‌ترش، تمام تعطیلات تابستان را در کلاس پینگ‌پنگ گذراند. برادر ژوزه بازیكن حرفه‌ای پینگ‌پنگ است. هم او و هم دیگر اعضای خانواده، ژوزه را به‌رغم میل خودش ناچار به ثبت‌نام در کلاس‌‌های آموزش پینگ‌پنگ کردند.

ژوزه در هیچ‌کدام از مسابقه‌ها مقامی نیاورد و خانواده را مأیوس کرد. او خیلی دلش می‌خواست مثل برادرش ورزشکاری حرفه‌ای و موفق باشد، اما او به ورزش‌های رزمی و به‌خصوص بوکس علاقه دارد. او حالا فکر می‌کند نه‌تنها هیچ تجربه‌ای کسب نکرده، بلکه فرصت تعطیلات تابستانش را هم به‌هدر داده است.

سلینای13ساله هم مدت‌هاست که در ذهنش آرزوی بازیگرشدن را می‌پروراند. هزینه‌ی ثبت‌نام در کلاس‌های بازیگری در نزدیکی محل زندگی او قدری بالاست و خانواده‌ی سلینا نمی‌توانند از عهده‌ی آن برآید. با این حال، این تابستان سلینا توانست پدر و مادرش را قانع کند که توانایی این کار را دارد و رفتن او به کلاس بازیگری ارزش این‌همه هزینه را دارد.

سلینا یک ترم به کلاس بازیگری رفت. اما این دوران برای او دورانی پر از استرس و تنش بود. او باید به مادر و پدرش ثابت می‌کرد که توانایی این کار را دارد و آن‌ها پولشان را دور نریخته‌اند، اما تمام چیزی که توانست از این کلاس یاد بگیرد این بود که او هیچ علاقه‌ای به بازیگر‌شدن ندارد و از این‌که مجبور شود هر‌لحظه دیالوگ عجیب و غریبی بگوید یا میمیک صورتش را به‌طور مصنوعی تغییر دهد متنفر است! سلینا فکر می‌کرد بازیگر‌شدن کار آسانی است، اما حالا…

  • راه را ادامه می‌دهیم!

قبل از هرچیز، شاید فکر کنی کار یک یا دونفر از این نوجوان‌ها اشتباه بوده، اما این‌طور نیست. هیچ‌کدام از آن‌ها اشتباه نکرده‌اند.

امیل با کار و تلاش به هدفش رسید. او تمام لذت‌های تابستانی را بر خودش حرام کرد تا به گیتار برسد. اما آیا او واقعاً می‌تواند یک گیتاریست باشد؟ بهتر نبود قبل از دست‌کشیدن از دنیای نوجوانی و ورود به دنیای بزرگ‌ترها کمی بیش‌تر روی خواسته‌اش تحقیق كند؟ از کجا معلوم كه او هم دو ماه دیگر مثل سلینا سرخورده و پشیمان نشود؟ شاید او هم مدتی بعد متوجه شود که اصلاً علاقه‌ای به ادامه‌ی این راه ندارد.

این سؤال جوابی ندارد. فقط در آینده مشخص می‌شود که امیل راهش را درست رفته یا نه. اما امیل حالا فهمیده که می‌تواند به تنهایی به خواسته‌هایش برسد و از پس سختی‌ها برآید. این یعنی امیل، در پایان تابستان اعتماد به‌نفس بیش‌تری پیدا کرده و رمز پیروزی خیلی وقت‌ها، داشتن همین اعتماد‌به‌نفس است.

ژوزه حالا می‌داند که نتیجه‌ی سرکوب‌کردن خواسته‌هایش و انجام کاری که دوست ندارد، هیچ‌چیز جز اتلاف وقت نیست. ژوزه دیر یا زود برای رسیدن به هدفش، راه قانع‌کردن دیگران را پیدا می‌کند، اما دست‌کم حالا هم به آن دیگران و هم به خودش ثابت‌شده که پینگ‌پنگ ورزشی نیست که او برایش خلق شده باشد. پس تابستان ژوزه آن‌قدرها هم بی‌خاصیت نبوده، گاهی برای قانع‌كردن والدین باید وقتی معادل چند سال صرف شود!

سلینا تابستانی پر از تنش و استرس گذراند. او نتوانست خودش را به پدر و مادرش ثابت کند و همین باعث سرخوردگی‌اش شد. با این‌حال سلینا می‌داند از فردا، اگر خواست فعالیت جدیدی را شروع کند، کمی پاهایش را روی زمین بگذارد و از نزدیک به آن نگاه کند، نه رؤیاگونه و ایده‌آلیستی. حالا سلینا قدم‌های محکم‌تری برمی‌دارد و انتخاب‌های دقیق‌تری می‌کند!

دوچرخه شماره ۸۹۱



لینک منبع

مطلب تابستان، فرصتی برای تلاش و تجربه! در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :تابستان، فرصتی برای تلاش و تجربه!
http://mofidestan.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87/
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر